|
|
|
|
|
5 : معناي « اشهد ان لا اله الا اللّه» چيست؟ پاسخ ما : كلمه «اشهد» يعني من مشاهده مي كنم، من مي بينم، من احساس مي كنم، من به وسيله ديدن آيات افاقيه و انفسيه مي بينم من به وسيله هم آهنگي همه اشياء با هم و نظم عجيبي كه در عالم هست مشاهده مي كنم، كه خدايي جز خداي يكتا نيست. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت توسط فرزدق
|
|
||
|
|
|
|
|
۴ : آيا خداوند هر كه را بخواهد هدايت و هر كه را بخواهد گمراه ميكند؟ اگر نه، شرايط هدايت چيست؟ پاسخ ما : در قرآن شريف به مسئله هدايت و ضلالت اهميت خاصّي داده شده است. در آيهاي از قرآن شريف آمده است كه: اي رسول تو هرگز نمي تواني كسي را كه دوستش داري هدايت كني.« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»1 خداوند هر كه را بخواهد هدايت مي كند. پس بنابراين اگر خداوند نخواسته باشد كسي را هدايت كند، هيچ كس ديگري نمي تواند او را هدايت كند و هر چه تلاش كند بيهوده است، در اين باب آيات زيادي هست.2 البته هدايت و ضلالت پروردگار به اين معنا نيست كه خداي تعالي هر كه را بخواهد بيجهت هدايت كند و هر كه را بخواهد در ضلالت رهايش كند. اين كار يك شخص عاقل نيست تا چه برسد به خداي حكيم. يعني محال است كه دو نفر از هر جهت با هم مساوي باشند و يكي را بيدليل هدايت، و ديگري را بيدليل گمراه كند. اگر دو نفر نزد عاقلي بيايند كه هر دو مساوي باشند و يكي هيچ كار بدي نكرده، و ديگري هيچ كار خوبي نكرده، دليلي ندارد كه يكي را بيشتر از ديگري دوست داشته باشد، اگر يكي را احترام كند و ديگري را بياعتنايي كند و بلكه به او دشمني هم بكند شما او را عاقل نمي دانيد يا حتي ديوانه مي دانيد. پس عاقل چنين كاري نمي كند، چطور بعضي افراد نادان به خدا چنين نسبتي را مي دهند؟! بنابراين هدايت و ضلالت بايد حتماً جهت و دليل حكيمانهاي داشته باشد. خداوند مي فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»3 «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ»4 « وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»5 در جاي ديگري از آيات شريف قرآن آمده: دروغگويان هم جزء افرادي هستند كه خداوند تصريح فرموده هدايت نمي شوند. پس بنابراين متوجه شديم كه خداوند؛ كافر، قوم فاسق، قوم ظالم،6 قوم كذّاب را هدايت نخواهد كرد. اين دسته جات جزء عدهاي هستند كه هدايت را بر خودشان مسدود كردهاند. 7 لذا اگر مي خواهيم جزء گروهي كه شرايط هدايت را از جانب خداوند ندارند، نباشيم، نبايد جزء اين چهار دسته باشيم. عدم هدايت پروردگار كه خداي تعالي تصريح فرموده؛ يكي مخصوص قوم ظالم است، ديگري قوم فاسق، سومي قوم كافر و چهارمي قوم كذّاب8. در حالي كه خداوند تمام بشر را هدايت مي كند، اما اين عده به شرايط هدايت عمل نكردهاند و هدايت نمي شوند. 9 پس بايد ببينيم كه شرايط هدايت چيست؟ ابتدا بايد شكر كه ضد كفر است داشته باشيم. اين يكي از شرايط است كه خداوند اين گروه شاكر را جزء هدايت يافتگان قرار مي دهد.10 بنابراين اگر مي خواهيد خداوند هدايتش را بر شما افزون كند، هميشه شاكر پروردگار باشيد. هر نعمتي كه خداوند به شما عطا كرده،11 از نعمت سلامتي بدني گرفته تا سلامتي روحي كه خيلي مهم است، بايد سپاس گزار پروردگار باشيد. دومين عاملي كه سبب هدايت انسان مي شود، جهاد و كوشش است و خداوند باز هم در آيات قرآن تصريح فرموده كه « وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»12 كساني كه در راه ما كوشش كنند و جهاد نمايند، ما آنها را به راههاي هدايتمان راهنمائي مي كنيم. جهاد در اين جا كوشش كردن، مخالفت با هواهاي نفساني و مبارزه با شيطان است. 13 سوّمين عاملي كه سبب هدايت انسان مي شود، اين است كه انسان به هر چه مي داند عمل كند تا خداوند به او هر چه را كه نمي داند تعليم دهد، حالا يا به وسيله الهام يا از طريق افراد معمولي يا به وسيله اولياء خود كه او را هدايت خواهند كرد.14 پس اين سه علت باعث هدايت انسان مي شود و دوري از اين سه علت باعث گمراهي او مي گردد. البته گمراه شدن به وسيله پروردگار به اين نحوه است كه؛ اگر لحظهاي انسان را به حال خودش واگذارد، چرا كه ما هيچ نمي دانيم و حتي خداوند خطاب به رسول اكرم صلّي الله عليه و آله مي فرمايد كه : « اي پيغمبر اگر من هدايتت نمي كردم، گمراه بودي».15 البته اين خطاب در اصل به بشر است و به طور كلي بشر يا هر مخلوق ديگر را اگر خداوند و اوليائش راهنمايي نكنند گمراه مي شود. مثل بچهاي كه اگر دستش را نگيرند و در خيابان رهايش كنند گمراه مي شود و راه را به كلي گم مي كند. بنابراين، خداوند به محض اينكه دست انسان را رها كند و او را به حال خودش واگذارد، گمراه مي شود چرا كه علم همه ما اكتسابي است،16 ذات مقدس خداي تعالي علمش ذاتي است و او بايد به ما علم و هدايت را تعليم دهد. روايتي از امام صادق عليهالسلام است كه مي فرمايد: از پدرم امام محمد باقر عليهالسلام و ايشان هم از پدرشان امام سجّاد عليهالسلام و ايشان هم از پدرشان امام حسين عليهالسلام و ايشان هم از پدرشان علي بن ابيطالب عليهالسلام و ايشان از رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و ايشان از جبرئيل و در نهايت از ذات مقدس خداي تعالي شنيد كه فرموده: اي بندگان من« كلكم ضال» همه شما گمراهيد، مگر اينكه من شما را هدايت كنم و همه شما محتاجيد، مگر اينكه من شما را غني كنم و همه شماها به وسيله نفس اماره و شيطان گناهكاريد، مگر اينكه من شما را نگه دارم.17 لذا طبق اين روايت شريف بايد سعي كنيم خودمان را طوري بسازيم كه مورد هدايت خداوند قرار بگيريم تا سعادت ابدي را دريافت كنيم. 1- سوره قصص آيه 56. 2- جمله «يهدي من يشاء» ده بار در قرآن آمده است. 3- سوره مائده آيه 67. 4- سوره مائده آيه 108. 5- سوره بقره آيه 258. 6- إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ (سوره زمر آيه 3). 7- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً (سوره نساء آيه 168). 8- والله لا يهدي القوم الظالمين (سوره بقره آيه 258). واللّه لا يهدي القوم الفاسقين (سوره مائده آيه 108). واللّه لا يهدي القوم الكافرين (سوره بقره آيه 264). 9- اناللّه لا يهدي من هو مسرف كذّاب ( سوره غافر آيه 28). 10- شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلي صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ (سوره نحل آيه 121). 11- لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ (سوره ابراهيم آيه 7). 12- سوره عنكبوت آيه 69. 13- قال الصادق : طوبي لعبد جاهد لله نفسه و هواه الي ان قال، قالاللّه عزوجل: و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا»(بحار الانوار جلد67، صفحه 69، باب45، حديث15). 14- و قال 7: من عمل بما يعلم علّمه الله ما لم يعلم (بحارالانوار جلد 75، صفحه 189، باب 22). 15- وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدي (سوره ضحي آيه 7). 16- قال رسول الله صلّي الله عليه و آله قال الله جلّ جلاله: عبادي كلكم ضالّ الاّ من هديته و كلكّم فقير الاّ من أغنيته و كلّكم مذنب الاّ من عصمته (من لا يحضره الفقيه جلد4 ،صفحه 397، حديث 5848)و(بحار الانوار جلد5، صفحه 198، باب7). 17-بحارالانوار جلد5، صفحه 198، باب 7، حديث16). |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت توسط فرزدق
|
|
||
|
|
|
|
|
3 : آيا صفات خدا عين ذات خدا است؟ پاسخ ما : همه صفات خدا، عين ذات او نيست؛ يعني اين طور نيست كه خدا موجودي بيعلم و قدرت باشد و قدرت عارض بر ذات او شود. همان علم و قدرت خود خدا عين ذات او است كه با او وحدت دارد. ما ممكن است بيقدرت باشيم يا قدرت به دست آوريم، با علم باشيم يا بيعلم باشيم، اما در مورد خدا نميشود، وقتي نبوده كه خدا بيعلم باشد و بعد تحصيل علم كند، شما نميتوانيد ذات خدا را تصور كنيد، اما از آثارش مي توانيد بفهميد كه داناي كامل، با قدرت كامل مشغول كار است. موجودي ما فوق طبيعت است، اما بعضي از صفات به خاطر كار خداي تعالي به او گفته مي شود. خدا قادر بر خلق و دادن رزق است اما تا خلق نكرده، خالق نيست و تا رزق نداده، رازق نيست. اينها اسماء كارهاي خدا است نه اسماء ذات خدا |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت توسط فرزدق
|
|
||
|
|
|
|
|
2 : صفات خدا همان خدايند، يعني چه؟ پاسخ ما: صفات خدا دو بخش دارد: يكي صفات ذات، كه همان خدا است، ديگري صفات افعال، كه نام كارهاي خدا است. يك وقت مي گوئيم خدا، يعني آن وجود مقدسي كه همه اين مخلوقات را به وجود آورده، يا مي گوئيم رازق، چون رزق داده، اگر رزق نمي داد و اين فعل را انجام نمي داد، خدا را رازق نمي گفتيم پس اين اسم كار او است. شما قدرت كشتن يك انسان را داريد، مخصوصاً اگر دست و پايش را هم بسته باشيد اما به شما قاتل گفته نمي شود، ولي اگر يك نفر را كشتيد به شما قاتل مي گويند. بسياري از اسماء پروردگار اسمي است كه روي كارهايش گذاشته ميشود. خدا مهرباني كرده، گفتهاند: رحمان، خدا خلق كرده، گفتهاند: خالق، خدا رزق داده، گفتهاند: رازق، خدا رأفت كرده، گفتهاند: رئوف و همين طور الي آخر اسماء افعال پروردگار. اما چيزهايي كه مربوط به كارش نيست، مانند اين كه خدا ازلي است، هميشه بوده، اين كار او نيست بلكه ذاتش ايجاب مي كند و شما خودتان مي توانيد اسماء اللّه را با همين ميزان بسنجيد. هر چه اسم كار خدا است، اسماء افعال است و هر چه مربوط به ذات خداوند است؛ مثل: ازلي بودن، مجرد و «صمد» بودن، آنها را اسماء ذات مي گويند. نكته ديگر آن كه، اسماء ذات با خدا عينيّت دارد اما اسماء افعال با خدا عينيّت ندارد. يعني خدا ممكن است باشد ولي اين فعل را عمل نكند، اين كار را نكند، در عين اين كه بدون ترديد قدرتش را دارد. قبل از اين كه موجودات و آدم را خلق كند خالق نبوده، چون خدا خلق نكرده بود كه بگوئيم خالق است، رزق نداده بود كه بگوييم رازق است، اما قدرت خلق كردن و رزق دادن را داشت. همانطوري كه شما قدرت نجاري را داريد. اما به شما تا نجاري نكنيد نجار نمي گويند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت توسط فرزدق
|
|
||